پاسخ به شبهات

رسیدن به مقامات معنوی اهل بیت (ع) در احادیث و روایات معصومین (ع)

۱٫در دعای قنوت عید فطر:

«أَسْأَلُکَ…أَنْ تُدْخِلَنِی فِی کُلِّ خَیْرٍ أَدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُخْرِجَنِی مِنْ کُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ؛ مرا در هر خوبی که محمد (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) و خاندان محمد را داخل گردانیدى داخل سازى و از هر بدى که محمد (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) و خاندان محمد را خارج ساختى مرا نیز خارج گردانى.» اقبال الاعمال، ص۲۸۹

مقدّمه استدلال:

اولاً: «کلّ» از الفاظی است که وضعاً به خاطر آنچه از مدخولش اراده می شود دلالت بر عمومیّت می کند

(کفایة الاصول، مقصد چهارم، ص۲۱۷)

ثانیاً: ریشه ی«خیر» در لغت همانطوریکه صاحب التحقیق در جلد سوم صفحه ی ۱۵۹ می فرماید« فَألخَیرُ ما یَختارُ و یَنتَخِبُ مِن بَینِ الأفرادِ وَ یَکوُنُ فاضِلاً وَ راجِحاَ وَ لَهُ مَراتِبُ؛ خیر، چیزی است که از بین افراد اختیار و انتخاب می شود و فضیلت و برتری دارد و برای آن مراتبی است»

یعنی خیر دارای مراتب تشکیکی- از پایین ترین مرتبه تا بالاترین مرتبه – است به تعبیر آیت‌الله سعادت پروررحمة الله علیه این «خیر» می تواند اعمّ از مادی، اخروی و معنوی و یا حداقلّ مربوط به کمالات معنوی نه انتصابی باشد.

منبع: ر.ک. نور هدایت، ج۱، ص۲۱۱٫

اصل استدلال:

اگر انسان قابلیّت رسیدن به همه ی کمالات معنوی محمد و آل محمدعلیهم‌السلام را نداشت این در خواست ها لغو بود لیکن لغو برای خدا قبیح و زشت است پس انسان قابلیت رسیدن به همه ی کمالات معنوی محمد و آل محمد علیهم‌السلام را دارد(شبیه به این استدلال از آیت‌الله سعادت پرور رحمة الله علیه در نور هدایت، ج۱، ص۷۲ مطرح شده است)

نکته:

شبیه به این استدلال در مورد خروج از هر سوء و بدی را می توان مطرح کرد.

ادلّه ثبوتی( تحلیل و بررسی روایات وارده در مسئله)(قسمت دوم)

۲٫در ادامه ی قنوت عید فطر می فرماید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيْرَ مَا سَأَلَكَ مِنْهُ عِبَادُكَ الصَّالِحُونَ؛ خدا یا، از تمام خوبی هایی که بندگان صالح و شایسته ات خواستار شدند، مسئلت دارم».

کیفیت این استدلال نیز مانند استدلال در فراز قبلی است.

فقط با این تفاوت که در این جا باید ثابت شود که مراد از «صالحون» اهل‌بیت علیهم‌السلام است؟

حضرت آیت‌الله سعادت پرور رحمة الله علیه در ذیل دعائی که تقاضای مقامات صالحین را می‌کنیم می فرماید: امّا این که صالحان چه کسانی هستند؟

اوّلین آنان انبیاء و اوصیاء علیهم‌السلام می باشند ثمّ الأمثل فالأمثل بنابر این می توان گفت: خواننده با جمله های این فراز تقاضای همانند ایشان شدن از نظر کمالات نفسانی را می نماید نه از نظر انتصاب الهی( مانند: نبوّت و وصایت) بدین جهت نباید بگوییم: ما کجاو کمالات صالحان کجا؟

زیرا می توان طریقه ی صالحان را پیمود و از صالحان شد.

منبع: نور هدایت، ج۱، ص۱۳۴

۳٫مرحوم سیدبن طاووس در اقبال الاعمال دعائی را برای افطار ماه مبارک رمضان از امام صادق علیه السلام نقل می کنند که قسمتی از آن چنین است: «وَتَجمَع لی ولأهلِی وَلوِلَدَی الخَیرَ کُلَّهُ، وتَصرِف عَنّی وَعَن وَلَدی وأهلِی الشَّرَّ کُلَّهُ؛ و همه ی خیر و خوبی را برای من و خاندان و فرزندانم فراهم ساخته و همه ی شر و بدی را از من و فرزندان و خاندانم برگردانی»

منبع: اقبال الاعمال، ج۱، ص۱۱۴

مقدمه استدلال:

حضرت آیت‌الله سعادت پرور رحمة الله علیه می فرماید: منظور از «الخَیرَ کُلَّهُ» آیا خیرات مادّی است و یا خیرات اخروی و یا معنوی و یا هر سه؟

ظاهر این است که خیرات معنوی مراد باشد که شامل تمامی کمالات معنوی که خداوند به نبیّ اکرم صلی الله علیه و آله و اوصیایش علیهم‌السلام عنایت فرموده است می باشد البته در ادامه می فرمایند: به لحاظ اطلاق جمله مانعی ندارد که معنای چهارم مقصود باشد و شاملی تمامی خیرات- أعمّ از مادی، اخروی و معنوی- گردد.( در هر صورت برای استدلال ما مفید خواهد بود)

منبع: نور هدایت، ج۱، ص۲۱۱

اصل استدلال:

اگر رسیدن به همه ی خوبی ها و کمالات معنوی اهل‌بیت علیهم‌ال۴٫در مناجات شعبانیه از خدای متعال تقاضای می‌کنیم:

«إِلَهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاكَ مُنْحَرِفا؛ معبودا مرا به درخشان ترین نور شکوه خویش پیوند بخش تا شناسای تو گردم و از غیر تو روی بتابم»

مقدمه استدلال:

آیت‌الله سعادت پرور رحمة الله علیه می فرماید: راستی نوّر«عزّ أبهج» کدام یک از انوار الهی است؟

گمان می شود از نور ابهج الهی همان ذات الهی اراده شده است چرا که اسماء و کمالات الهی نیز از نور الهی نشأت گرفته و با ذات او عینیت دارند. تقاضا در این بیان شهود اسماء و کمالات او سبحانه نیست بلکه شهود ذاتی مسألت شده تا دیگر شهود اسمایی دیده نشود و الحاق به نور و منزلت لا اسمی و لارسمی الهی باشد و دید نیز از بیننده نباشد

منبع: نور هدایت، ج۵، ص۲۳۲-۲۳۱

اصل استدلال:

اگر امکان رسیدن به این مقام نداشتیم، امرِ ائمه علیهم‌السلام به در خواست آن لغو خواهد بود.

نکته:

استدلال فوق در مورد فرازهای دیگر مناجات شعبانیه نیز جاری است مثل:« إِلَهِي وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَنَاجَيْتَهُ سِرّا وَ عَمِلَ لَكَ جَهْراً معبودا، مرا در شمار کسانی قرار بده که آنان را خواندی و پاسخت دادند و به آنان نگریستی و در برابر شکوه تو مدهوش گشتند» با این توضیح که منظور از فقرات فوق وصول به مقام لا اسمی و لا رسمی است

«اِلهی هَب لی کَمالَ الاِنقِطاعِ اِلیکَ وَ اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضِیآءِ نَظَرِها اِلَیک؛ معبودا، گستن از همه و پیوستن به خود را به من ببخش و دیدگان دل های ما را فروغ نگاهی که به تو می افکنند، روشنی بخش.» با این توضیح که منظور از کمال الانقطاع شهود عینیّت اسماء باذات (لااسمی و لارسمی) است

منبع: نور هدایت، ج۵، ص۲۲۵

  1. ۵٫ «اللهم و اهدنا الی سواء السبیل، و اجعل مقیلنا عندک خیر مقیل، فی ظل ظلیل و مُلک جزیل، خداوندا، ما را به راه راست هدایت نما و آسایگاهمان در نزد خویش را بهترین آسایشگاه، در سایه جاودانی و سلطنت با عظمت قرار ده.»

در این دعا نیز از خدای متعال بهترین آسایشگاه در نزد خدای متعال در خواست می‌کنیم و آن چیزی جز مقام لا اسمی و لا رسمی نیست

برگرفته از جمال آفتاب، ج۵، ص۱۸۲

در روایت و ادعیّه ی بی شمار دیگر مانند:

«رَبِّ اَدخِلنِی فی لُجَّةِ بَحرِ اَحَدیّتک؛ پروردگارا، مرا در ژرفای دریای احدیّت داخل گردان»

منبع: الصحیفة العلویة المبارکه الثانیة، ص۲۲۴

« و باسمک الاعظم الاعظم الاعظم الأعزّ الأجلّ الاکرم الذی خلقته فاستقرفی ظلک فلا یخرج منک الی غیرک؛ و به آن اسم اعظم اعظم اعظم و بزرگتر و گرام یات که آفریدی و درسایه – ذات – تو قرار گرفت و – هزگر- از تو به سوی غیر تو بیرون نمی آید- مسئلت دارم-»

« اللهم صل علی محمد و آل محمد وابعثه مقاماً محموداً یغبطه به الاولون و الآخرون؛ خداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست و حضرت محمد صلی الله علیه و آله را به مقام ستوده ای که ا ولین و آخرین غبطه ی او را بخورند برانگیز».

مصباح کفعمی، ص۶۲۸سلام ممکن نبود، درخواست و طلب آن از خدا لغو بود.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن